زمین

زمین،
مانند دریاهایش مهربان است،
مانند جنگل هایش بخشنده است،
و مثل کوه هایش استوار می نماید.
کسی از درونش خبر ندارد.
زمین،
این موجود مهربانِ بخشنده، در دلش غوغایی دارد.
غم هایش را درون خود می ریزد، دلش به جوش آمده، اما هنوز مهربانی و بخشندگی اش را به بیرون عرضه می کند و خودش را استوار نشان می دهد.
نمی خواهد مردم زمین از دلش باخبر شوند. می خواهد آنان را خوشحال ببیند.
گاهی کنترل خود را از دست می دهد. بخشی از درونش را به بیرون می ریزد. گدازه های بی رحم زندگی را نابود می کنند…
اما این، درد او را تسکین نمی دهد. برعکس، درد مردمانی که او باعث آزرده شدنشان شده هم به مجموعه ی بی پایان دردهایش افزوده می شود.
تمام تلاشش را می کند که دیگر اندوهش به بیرون نپاشد.
می خندد؛ تا کسی اندوهش را نبیند.
استوار می نماید؛ حال آنکه از درون فروریخته…
دست کم، من و او هم را می فهمیم.

3 دیدگاه در “زمین

  1. سلام! یه آدرسی، شماره ای، یا حتی آدرس ایمیلی از آقای محمد مرادی شهمیری که توی این سایت تا سال 2013 مطلب گذاشتن میخواستم… ایشون یکی از دوستای مجازی من بودن که اون نرم افزار ارتباطی مون بعد از یه مدت قطع و حذف شد. چند وقته که دارم دنبال یه نشونه ای ازشون میگردم اما چیزی پیدا نکردم جز همین سایت… اگه بهشون بگید تیل اترنیتی میشناسن، و اگرم نشناختن احتمالا یه محمد مرادی شهمیری دیگه ان و من اشتباه گرفتم… ممنون میشم نتیجه رو به ایمیلم بفرستید :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.