بایگانی برچسب: یاریگران

برای شورای ۹۳

از ۲۸ شهریور ۹۳ تا ۲۵ فروردین ۹۴ زمان خیلی زیادی برای شکل‌گیری دوستی‌ها نیست. در این مدت شاید بشود با هم آشنا شویم و کمی راجع به هم یاد بگیریم. ولی این موضوع در مورد من صدق نکرد.

اولین روز ورود به دانشگاه برای من مصادف بود با اولین روز ورود به کانون یاریگران. آن اوایل نمی‌دانستم قرار است این‌قدر با این بچه‌ها گرم بگیرم و دوست شوم که چیزی حدود ۶ ماه بعد، برای رفتن‌شان این‌قدر دلتنگ شوم.

ولی امروز، چهارشنبه ۲۶ فروردین ۹۴ حس دیگری دارم. من واقعن دلم برای این بچه‌ها تنگ می‌شود… مثل نامه‌ی تلخ خانم حجابی، لیست بلندی از افرادی که بودنم و فعالیتم در گروه را مدیون آن‌ها هستم ندارم. نباید هم داشته باشم، ۶ ماه زمان زیادی نبود…

ولی از همه‌تان متشکرم برای بودن‌تان، برای اعتماد به نفسی که به من دادید، برای این‌که به چشم یک ۹۳ای بی‌تجربه به من نگاه نکردید، برای این‌که اجازه دادید فکر کنم، برای این‌که از پردیسی بودنم متعجب شدید و برای تمام اوغات خوشی که بودن در گروه برایم رقم زد…

حرف‌های بیشتری بود، هست! ولی دوست دارم بتوانم کمی ساده و صمیمی به گروه نگاه کنم، حداقل در همین چند خط دل‌نوشته.

خداحافظ، شورای ۹۳ عزیز کانون (عزیز) یاریگران. نمی‌دانید چقدر دلم برای شما و آن روزها تنگ خواهد شد.. از همه‌ی شما بی‌اندازه متشکرم….